شعر عرفان و اعتراض

سروده های محمد کدخدایی (عرفان و اعتراض)

شعر عرفان و اعتراض

سروده های محمد کدخدایی (عرفان و اعتراض)

اگر علمای ادیان به آنچه پیامبران آورده واصحاب راستین ونخستینشان بر آنها کوشیده
وجانها داده اند ، وفادار بوده وبنا به اراده قدرتمندان زمان ،مصالح را بر حقایق ترجیح
نمی داده وخیانت نمی کردند ،امروز شاهد این همه دین گریزی در جهان ادیان نبودیم !
آمار از شناسنامه ها میگوید ودر مقابل ایمان قلبی ناچار است وخاموش !!!!!!!!!!!!!!

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان

۱۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

  بن هور! (عشق وعرفان)

شعر :محمد کدخدایی

Ben Hur! (Love and Mysticism)

Poetry: Mohammad Kadkhodaie

چون از رطلِ گرانِ آفتاب نوشیدم عور شدم !

ذهن و عقل در چشم من آنچنان پست و خراب

راهِ ناهموار ، همه دشت وکویرِ پرسراب. 

  • محمد کدخدائی

 فرزند خورشید ! (نشاط شاعر)

شعر : محمدکدخدایی

 Son of the sun! (Jolly poet)

Poetry: Mohammad Kadkhodaie

من فرزند خورشیدم

مَحمِلِ روشنایی و نورم 

شب زده گان را طلوعم  !

من به نرمی خضوع وخشوعم

  • محمد کدخدائی

   No one in this house! (Loneliness of the poet)

Poetry: Mohammad Kadkhodaie

دراین خانه کسی نیست! (تنهایی شاعر)

شعر : محمد کدخدایی

بازهم تنگِ غروب است

دلم تنگ است !

غم مهمان ناخوانده ، چه زشت ست و چقدر زفت است ؟

نمی خواهم که اندوهگین باشم

میزبانِ زشت خویِ بد نهادی همچو غم باشم !

  • محمد کدخدائی

      خماریم !(عرفان)

  شعر: محمد کدخدایی

We hangover! (Mysticism)

Poetry: Mohammad Kadkhodaie

ساقی قدحی ده که ما سخت خماریم

در لحظۀ عریانی و آماده به کاریم

مایان نه از جنس شغال و گرگ و موشیم

که بر دست تو ای شاه همه بازِ شکاریم .


mohammad-erfan.mihanblog.com

sheroerfan.blog.ir

عرفان واعتراض

محمدکدخدایی

  • محمد کدخدائی

 شیر پیر! (درد آدم ها)

شعر: محمد کدخدایی

The old lion ِ! (Pain people)

Poetry: Mohammad Kadkhodaie

قصۀ من  قصۀ یه شیرِ پیر تُو قفسه

قصۀ یه مرد خوب ، یه مردِ مرد،اما بریده نَفَسه

قصّۀ من قصّۀ آدمیه که تُو زندگی همیشه مرد بودش!

تُو رفاقت تا ته ش می رفت ولی عاقبتش تنها بودش!

  • محمد کدخدائی