شعر عرفان و اعتراض

سروده های محمد کدخدایی (عرفان و اعتراض)

شعر عرفان و اعتراض

سروده های محمد کدخدایی (عرفان و اعتراض)

اگر علمای ادیان به آنچه پیامبران آورده واصحاب راستین ونخستینشان بر آنها کوشیده
وجانها داده اند ، وفادار بوده وبنا به اراده قدرتمندان زمان ،مصالح را بر حقایق ترجیح
نمی داده وخیانت نمی کردند ،امروز شاهد این همه دین گریزی در جهان ادیان نبودیم !
آمار از شناسنامه ها میگوید ودر مقابل ایمان قلبی ناچار است وخاموش !!!!!!!!!!!!!!

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۳ مهر ۹۷، ۱۷:۴۶ - امیرحسین
    ((:
نویسندگان

۱۸ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

اسلام کدخدا دربرابر اسلام خدا! (اسلام علیه اسلام2)

محمد کدخدایی (عرفان)

our Islam against Islam God!

Mohammad-erfan.mihanblog.com

Sheroerfan.blog.ir

عرفان و اعتراض

  • محمد کدخدائی

 When I laughed and cried!

Mohammad kadkhodaie

One day I saw people for crying to the mullahs

Twenty thousand dollars paid, I laughed!

And for laughter and joy to the musician,

 one thousand dollar paid I cried!!!!!

   

Mohammad-erfan.mihanblog.com

Sheroerfan.blog.ir

عرفان واعتراض

 

  • محمد کدخدائی

 وقتی خندیدم وگریه کردم! (سخن کوتاه)

نویسنده :محمد کدخدایی (عرفان)

  When I laughed and cried!

روزی که دیدم مردم برای شدت گریستن ودرداندوزی با چاپلوسی به مداحی

بیست میلیون تومان دادند ،خندیدم !

و در مجلسی که برای شدت خندیدن و شادی افروزی با منت به مطربی

ده هزار تومان دادند، گریه کردم !

Mohammad-erfan.mihanblog.com

Sheroerfan.blog.ir

عرفان واعتراض

 

  • محمد کدخدائی

  گل رز زرد! (اعتراض)

 محمدکدخدایی(عرفان)

Yellow Roses!

زندگی نیست برامان درچنین جامعۀ مرگ زده

جز غم و غصه ودرد !

می کشیم جای نفس های گرم ،

دم به دم آه سرد!

  • محمد کدخدائی

    مجنون مست! (عرفان)

   محمدکدخدایی(عرفان)

      Insane drunk!

عاقلان گویند که عشّاق جهان جمله همه دیوانه اند

چونکه از تدبیر عقلِ خوش سخن خسته دل و بیگانه اند

  • محمد کدخدائی